اثربخشی آموزش بهبود کیفیت زندگی بر سرمایۀ‌ روان‌شناختی و خودبخشایش‌گری مادران دارای فرزند معلول جسمی‌ـ‌حرکتی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی ارشد روان‌شناسی، دانشگاه سلمان فارسی کازرون، کازرون، ایران

2 دکترای روان‌شناسی بالینی، استاد دانشگاه شیراز، عضو هیئت علمی، شیراز، ایران

3 دکترای روان‌شناسی ، استادیار دانشگاه سلمان فارسی کازرون، عضو هیئت علمی، کازرون، ایران( نویسنده مسئول)

10.22099/jsli.2020.5788

چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش گروهی بهبود کیفیت زندگی بر سرمایۀ ­روان‌شناختی و خودبخشایش‌گری مادران دارای فرزند معلول جسمی‌ـ‌حرکتی بود.طرح پژوهش از نوع آزمایشی همراه با پیش‌آزمون-پس‌­آزمون و پیگیری (یک ماهه) با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری شامل کلیۀ مادرانی بود که فرزند معلول جسمی‌ـ‌حرکتی خود را در سال تحصیلی 97- 1396 در یکی از مدارس استثنایی شیراز ثبت نام کرده بودند. با روش نمونه‌گیری هدفمند 20 مادر دارای کودک معلول جسمی‌ـ‌حرکتی به عنوان نمونه انتخاب، و به طور تصادفی در گروه آزمایش (10 نفر) و کنترل (10نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش دورۀ آموزش   کیفیت ­زندگی را در 10 جلسۀ 90 دقیقه‌ای به روش گروهی دریافت کرد، گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت و آموزشی تا پایان این دوره دریافت نکرد. داده­‌ها به وسیلۀ پرسش‌نامۀ­ سرمایۀ روان‌شناختی لوتانز و همکاران، پرسش‌نامۀ خودبخشایش‌گری ول و همکاران، جمع­‌آوری و به روش تحلیل ­کوواریانس چند­متغیره (مانکوا) به کمک SPSS-24 تجزیه و تحلیل شد. یافته‌­ها نشان داد که آموزش  کیفیت­ زندگی بر سرمایۀ ­روان‌شناختی، مؤلفه­‌های امیدواری و خوش‌بینی در هر دو مرحلۀ پس‌­آزمون و پیگیری معنی‌دار بوده و بر مؤلفه‌­های تاب‌­آوری و خودکارآمدی معنی‌دار نبوده است. سایر یافته­‌ها نشان داد این برنامۀ آموزشی بر احساس و باور به خودبخشایش‌گری مادران دارای کودک معلول جسمی‌ـ‌حرکتی اثربخشی معنی‌داری دارد، اما این اثربخشی در ارتباط با باور به خودبخشایش‌گری در پیگیری یک ماهه از ثبات برخوردار نبوده است. بنابراین، می‌توان گفت آموزش رویکردهای   روان‌شناسی ­مثبت‌نگر مبتنی بر اصلاح ابعاد کیفیت زندگی با ایجاد سازه­‌های مثبت مانند امید، خوش‌بینی و افزایش خودبخشایش‌گری در جهت افزایش کیفیت زندگی خانواده­‌هایی که فرزندان معلول دارند مفید و مؤثر است.

کلیدواژه‌ها