شناسایی مؤلفه‌های معماری مؤثر در ارتقای یادگیری دانش‌آموزان با تأکید بر فضاهای باز مدارس بر اساس سند تحول بنیادین آموزش‏ و‏ پرورش

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

استادیار، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

آموزش ‏و ‏پرورش زیربنای ساخت جامعۀ سالم بوده و در سال­‌های اخیر با توجه به رشد و وسعت تغییرات شیوه­‌های آموزشی، سازگارکردن بستر یادگیری با نیازهای یادگیرنده، بیش از پیش در کانون توجه متخصصان این حیطه قرار گرفته است. توجه صرف به احجام، ساختمان و فضاهای بستۀ مدارس به جای توجه هم­زمان به فضاهای باز از نقاط ضعف اصلی مدارس کشور بوده و فضاهای باز موجود به رفع کامل نیازهای آموزشی، ارتباطات جمعی، بازی و استراحت دانش­ آموزان نمی‌پردازد. بازنگری در نحوۀ برخورد با طراحی فضاهای باز و بسته مدارس موضوعی است که ذهن بسیاری از متخصصان آموزشی را به خود معطوف ساخته است. هدف از انجام پژوهش حاضر شناخت عناصری از فضاهای آموزشی است که از دیدگاه متخصصان دارای اهمیت هستند و موجب افزایش یادگیری دانش‌­آموزان می‌شوند. در این پژوهش سعی بر آن بود تا عناصر مؤثر در یک قالب کلی ارائه شود تا طراحان و معماران بتوانند با استناد به آن، اهم مفاهیم و موارد موردنیاز را در طراحی فضاهای باز آموزشی در نظر بگیرند و اعمال کنند. در این پژوهش، برای پاسخ به پرسش‌­های تحقیق و شناسایی مؤلفه­‌های مؤثر در ارتقای یادگیری دانش‌آموزان از دیدگاه متخصصان (تکنیک دلفی)، استفاده شده است. بر اساس ماهیت موضوع، پرسش‌‏نامه به عنوان ابزار اصلی گردآوری اطلاعات استفاده شده است. ساختار پرسش‌‏نامه بر اساس مؤلفه‌­های مستخرج از ادبیات موضوع و براساس طیف لیکرت تدوین شده است. سپس از طریق تحلیل محتوا، پاسخ هر کدام از سؤالات باز پرسش‌‏نامه از جانب متخصصان بررسی شد. با بهره­‌گیری از نظرات طراحان و متخصصان معماری، روان‏‌شناسان محیطی، کارشناسان فضاهای آموزشی شاغل در سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور و مسئولان ادارۀ کل آموزش ‏و‏ پرورش، میزان تأثیر عوامل استخراج‌ شده در افزایش یادگیری و خلاقیت دانش‌آموزان، ارزیابی و اولویت‌بندی شد. در نهایت اصول طراحی برای سازمان‏دهی فضایی مدارس ارائه شد که با توجه به نیازهای گوناگون دانش‌آموزان، می‌‏تواند راهنمای طراحی برای معماران و متخصصان باشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات