بررسی اعتبار نمرات سوابق تحصیلی، نمرات آزمون سراسری و نمرات ترکیبی در پذیرش دانشجویان با استفاده از تئوری تعمیم پذیری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس پژوهشی سازمان سنجش آموزش کشور، مرکز تحقیقات و ارزشیابی (نویسنده مسؤول)

2 استادیار سازمان سنجش آموزش کشور

3 معاون وزیر و ریاست سازمان سنجش آموزش کشور

چکیده

بنا بر تصویب قانون پذیرش دانشجویان در سال­های آینده بر اساس افزایش تدریجی سهم سوابق تحصیلی آن‌ها در ترکیب با نمره­ی آزمون سراسری، مشخص کردن کم و کیف ترکیب این دو نوع نمره برای انتخاب شایسته­ی متقاضیان ورود به دانشگاه‌ها، یکی از مهم­ترین چالش­های تصمیم­گیرندگان در سازمان سنجش آموزش کشور بوده است. این پژوهش به‌منظور بررسی اعتبار نمرات حاصل از سوابق تحصیلی، آزمون سراسری و ترکیب آن‌ها بر اساس تئوری تعمیم­پذیری صورت گرفته است. روش تحقیق به‌صورت توصیفی بوده و در آن نمرات سوابق تحصیلی یک سال آخر 5608 دانش­آموزان گروه ریاضی و فنی به همراه رتبه­ی دروس مشابه در آزمون سراسری آن‌ها مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان داد که هم نمرات سوابق تحصیلی و هم نمرات آزمون سراسری برای رتبه­بندی و ارتقای افراد به مراحل بعدی آموزش به‌تنهایی دارای ضرایب تعمیم­پذیری بهینه­ای هستند؛ واریانس واقعی هر سری از این نمرات جداگانه می­توانند افراد را برای ادامه تحصیل رتبه­بندی کنند. اما ترکیب این دو نوع نمره اثربخش نیست. آزمون کنکور هنجار مرجع و با چولگی مثبت است و سوابق تحصیلی از آزمون­های مختلف به­دست می­آید که ملاک مرجع و با چولگی منفی هستند. ترکیب آن‌ها ایجاد یک توزیع دو­نمایی می­کند که در برآورد نمره­ی واقعی واریانس صفر یا منفی تولید می­کند و ضرایب تعمیم­پذیری به­دست آمده را بی­اعتبار می­سازد. درنهایت تبدیل نمرات به رتبه­های صدکی برای حذف چولگی و سپس تبدیل رتبه­ها به توزیع نمرات استاندارد z برای ترکیب کردن توزیع دو نوع نمره، باعث افزایش واریانس واقعی و بهبود ضرایب تعمیم­پذیری و اعتمادپذیری می­شود. همچنین در تهیه­ی نمره­ی کل ترکیبی برای این گروه آزمایشی باید تعداد دروس عمومی آن‌ها را کاهش داد و هم­زمان تک نمره­ی ریاضی در خرده آزمون­های اختصاصی آن‌ها را به 4 لایه نمره تفکیک کرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات